پژوهشی که این تحقیق بر آن مبتنی است،چنین بیان می دارد که هر چند برخی از شرکت های چند کسب و کاره،استراتژی هایی دارند که ارزش آفرینی چشم گیری دارند.ولی اکثریت قابل توجهی از این شرکت ها چنین نیستند،یعنی بیشتر آنها نابود کننده ارزش هستند.
استراتژی بنگاه مادر باید راهنمای تصمیمات در سطح بنگاه مادر باشد،همچنان که استراتژی کسب و کار باید راهنمای تصمیمات در سطح کسب و کار باشد.
سؤالاتی که در تصمیمات بنگاه مادر با آن مواجه اند:
بنگاه مادر باید منابع خود را در چه کسب و کارهایی و به کدام یک از روش های مالکیت شرکت های هلدینگ یا سهام اقلیت،سرمایه گذاری مشترک یا پیمان ها سرمایه گذاری کند.
بنگاه مادر چگونه باید کسب و کارهای مرتبط را تحت کنترل یا نفوذ خود درآورد، و چگونه با آنها رابطه داشته باشد؟
سلسله مراتبی از بنگاه مادر که مسئول اتخاذ تصمیم ها در مورد استراتژی بنگاه مادر است را سازمان مادر می نامیم.
چرا سازمان مادر باید وجود داشته باشد؟
چون کسب و کارهای گرد هم آمده تحت مالکیت سازمان مادر نسبت به حالت موجودیت مستقل خود بهتر عمل می کنند، و این که سازمان مادر آنقدر ارزش ایجاد می کند که بتواند هزینه های خود را جبران نماید.